چه حس خوبیه که دو نفر تو زندگیت هستن که بیشتر از هر چیز و هر کس دیگری برات با ارزش هستن و حاضری برای داشتنشون و سلامتیشون هرکاری انجام بدی.
این کوچولوی ناز با اینکه هنوز به دنیا نیومده چنان زندگی رو برای ما شیرین کرده که قابل وصف نیست.
هیچکس باور نمیکرد که من تو این شهر غریب و تو این موقعیت باردار بشم و این سورپرایز بزرگی برای همه بود.
امسال همه چندین برابربیشتر خوشحال و منتظر برگشت ما هستند .
بیست روز مونده تا همه آمنه رو با یه شکم برجسته ببینن و ببوسن و نازش کنن.
آخ که چقدر خوشحالم امسال.
از اینکه خانواده ی همسرم انقدر به نوه ی اولشون عشق میورزند و خانواده و فامیل خودم اینقدر بی تابانه و عاشقانه منتظر دیدنمون هستند.
حیف و صد حیف که خاله سوری عزیزم نیست که برم پیشش،حیف و صد حیف برعکس سال های قبل که فردای روز برگشتم میرفتم خونش و بغلش میکردم،امسال باید برم سر مزارش و خاکش و بغل کنم و بعد برم تو مراسم چهلمش بشینم و برای ندیدنش اشک بریزم. این نیز بگذرد،هرچند سخت.
خلاصه امسال سال خوبیه ،امیدوارم که ثمره زندگیمون صحیح و سالم به دنیا بیاد و همه چیز خوب پیش بره.
برچسب:
نویسنده: فاطمه قاسمیپور