خرید بک لینک

2 سال هست هر لحظه و ثانیه در کنارت هستم،2 سالی که پر از بالا و پایین بود. گریه های وحشتناکت!تقلید صدای حیونا تو 40 روزگی.مامان گفتنت تو 2 ماه و نیمگیت به طور واضح.تمایل عجیب و غریبت به بغل هندی ها.تاول نامردانه ی پاهات تو 5 ماهگی و ضعیف و ضعیف تر شدنت. تو هفت ماهگی دندون در اوردنت. تو 10 ماهگی راه رفتنت. تو 1 سالگی انگلیسی حرف زدنت!هوش بی اندازت. شعرای فارسی و انگلیسی خوندنت. تسلط کاملت تو کار با گوشی. حفظ بودن سوره توحید و کوثر تو 20 ماهگیت و خیلی چیزای دیگه.

ولی پسرم امشب که 4 روز مونده به تولدت حس کردم و به چشم دیدم که چقدر بزرگ شدی. امشب دیدم که خیلی زود مرد شدی مامان جونم.تو خیلی زود داری بزرگ میشی و من هم افتخار میکنم که پسرم اینقدر باهوش و آقاست و از طرفی ناراحت میشم که زود بزرگ شدی. میدونی چیه تو فقط دو سالت مامانی،ولی فهمت بالاست و من دوست دارم مثل بچه های دو ساله بفهمی. اینجوری بهت فشار میاد و باعث میشه بچگی نکنی.

دو سال از وابستگی بیش از اندازت به من گذشت. مدت هاست همه بهم میگن آمنه از شیر و پوشک بگیرش!هرکسی یه چیزی راجع بهت میگه و اظهار نظر میکنه،ولی من بهشون گوش نمیکنم چون خیلی زوده واست. تو باهوشی و زود داری بزرگ میشی حداقل من دیگه بهت بیشتر فشار نیارم عزیزدلم.

تو این دو سال خیلی چیزا از هم یاد گرفتیم.وقتی محکم بغلم میکنی و بوسم میکنی نمیدونی چه حالی میشم. دلم میریزه به خدا.

تو فرشته ی کوچولوی منی که زود داری بزرگ میشی.مامان جانم یکم اهسته تر بزرگ شو. کلی تجربه دارم که باید یواش یواش یادت بدم.

کلی حرف دارم باهات.

پسرم نمیخوام اشتباهات منو تکرار کنی عزیزم. من دوستت دارم و میخوام راه درست و بری. تورو خدا بزرگ نشو عشقم.

دلخوشی زندگیم تو این سختی ها و مشکلات تویی. ما هیچ وقت بهت نگفتیم پول نداریم یا از مشکلاتمون بهت نگفتیم ولی تو همیشه فهمیدی و درکمون کردی.

بازم واسمون دعا کن عزیزدلم.از خدای مهربون بخواه اوضاع و احوالمون خوب بشه.از خدا بخواه همه چیز رو به راه بشه.تا بتونیم به کسانی که نیاز دارن کمک کنیم و حال و احوال ادما رو خوب کنیم. ما میتونیم مامانی ما با تو خیلی کارا میتونیم بکنیم.

خداوندا شکرت

چشم بد دور باشه ازت پسر ماهم،عشق زندگیم،عمر مامان آمنه.پسر نازم تو همه چیز مایی مامانی.

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 14:26

صفحه بندی