خرید بک لینک

به نام آنکه مادر را آفرید و تکه ای از وجودش را در وجود مادر به ودیعه نهاد.
وجودی که تنها با گرمای وجودش خانه ی دلت گرم و زندگی ات معنا می گیرد.و نور دو دیده اش روشنای جانت خواهد بود.
در روزگار نامردی ها تنها کسی که عاشقانه و بی ادعا دوستت دارد و از جان برایت دل می سوزاند مادر است،به قول معروف مادر رفیق بی کلک است.

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:02

کاش میشد همه چیز درست بشه!

گاهی یه سرس اشتباهات باعث میشن مسیر زندگیت کلا عوض بشه.

ولی زندگی همینه دیگه باید جنگید و رفت،انقددددررر رفت تا به هدف رسید.

خیلی جاها کم اوردم ،خیلی جاها شکستم ولی هنوز رو پاهام وایستادام تا به جایی که میخوام برسم.

من هنوز به اهدافم نرسیدم ولی امید دارم برسم

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 13 شهريور 1400 ساعت: 6:18

2 سال هست هر لحظه و ثانیه در کنارت هستم،2 سالی که پر از بالا و پایین بود. گریه های وحشتناکت!تقلید صدای حیونا تو 40 روزگی.مامان گفتنت تو 2 ماه و نیمگیت به طور واضح.تمایل عجیب و غریبت به بغل هندی ها.تاوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت: 14:26

ادم گاهی تو زندگیش اشتباهی رو مرتکب میشه که شاید تا آخر عمرش تاوان اشتباهشو باید پس بده.

سالها قبل که جوان تر و خام تر بودم اشتباهاتی رو مرتکب شدم که هنوز داره خفم میکنه.

کاش میشد به عقب برگشت و اون کارهای اشتباه رو از خاطرات حذف کرد و دوباره به حال برگشت.

کاش میشد به عقب برگردم و یه دورانی از زندگیم و حذف کنم تا شاید کمی آروم بشم.

کاش های زیادی تو زندگیم وجود داره.

زندگیم پر از رمز و رازه

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 28 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:26

اگه هدف برای آدم خیلی مهم باشه ،برای رسیدن بهش باید تلاش کنه.باید به آب و آتیش بزنه.با یه جا نشستن و دست روی دست گذاشتن کاری پیش نمیره.

برای رسیدن به اهدافم خیلی تلاش کردم و راه طولانی ای هنوز پیش روم هست.

مثل همیشه قوی هستم و درحال جنگ برای فردایی بهتر برای زندگیم.

خداروشکر پسرم هم اراده ای پولادین داره و کلی بهش افتخار میکنم.

از آدمای ضعیف خوشم نمیاد.

تمام تلاشم و میکنم که به پسرم راه درست زندگی رو یاد بدم و امیدوارم آینده ی خوبی در انتظار وروجک خان باشه

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 28 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:26

کی میدونه سرنوشت,ش چی میشه؟ هیچکسی نمیدونه آینده چه تصمیمی واسه زندگیش گرفته و چه اتفاقاتی قراره بیافته. امروز شبکه پنج استاد دوران کارشناسی داشت صحبت میکرد. آخ که چقد دلم خواست به عقب برگردم و مثل اونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: شنبه 10 آذر 1397 ساعت: 18:29

آخ که چقد بی تابم برای به دنیا اومد پسرم،قند عسلم. فقط از خداوند سلامتیش رو میخوام. من و باباش خیلی منتظرشیم خداجوووون. خدایا پسرمون صحیح و سالم به دنیا بییاد💓💓💓ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:10

نازنین پسرم! همین که تو را دارم، بهترین هدیه دنیا را دارم... تو را در آغوش میگیرم. گوشم را روی قلبت میگذارم و از صدای تند و منظم آن آرامش میگیرم. یاد شبها و روزهایی میافتم که این صدا را از درون وجودم احساس میکردم. چه شیرین بود آنوقت و چه شیرینتر است حالا. تو بوی بهشت میدهی. شبها گاهی بیتابی میکنی و من فکر میکنم دوری از بهشت است که بیتابات میکند. آشنایان گریهات را به دل درد ربط میدهند و میگویند همه نوزادان اینگونه هستند. آنها دلداریام میدهند. اما من غصه میخورم که مجبورم صداهای نالهمانند ضعیفی که از گلویت خارج میشوند را بشنوم. از دیگران پنهان میکنم اما خودم هم همپای نالههای کوچک تو اشک میریزم. پسرکم! نمیخواستم دلنوشته غمگین بنویسم. پس بگذار از لحظههای شادی که با هم داریم بگویم؛ وقتی از خواب برمیخیزی، چشمانت را نیمه باز میگذاری و من با شوق رنگ چشمهای تو را با رنگ چشمهای خودم و پدرت مقایسه میکنم. وقتی خواب هستی شکل بینی و گوشهایت را مقایسه میکنم و از این مقایسه هر روزی لذت میبرم. گاهی خمیازه میکشی و زبانت را که از شیر سفید شده از از دهانت بیرون میآوری، بعد یکدفعه میخندی. آنوقت دیگر هیچ آرزویی ندارم. فقط میخواهم کنارت باشم. بگذار از احساسات دوگانهام هم برایت بگویم. گاهی دوست دارم زمان در همین لحظه متوقف شود، من باشم و تو که آرامی و میخندی و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:10

تو باور نکن اما من عاشقمبه یادم هست آن سوز زمستان را عزیزا...که چون خورشید بر یخبسته جان من دمیدی.بیادم هست آن پاییز غمزا را که....... تنها بودم و تنها ، تو اما ناگهان از راه رسیدی ......کبوتر وار از این شاخه به آن شاخه پریدی.مقصد، از مقصود ماهم دور ترراه ناهموار بود و همسفر ناجورتردر نهایت ،بی نهایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:37

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،
باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …
"پس نیکی را بکار،
بالای هر زمینی…
و زیر هر آسمانی….
برای هر کسی... "
تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!
که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …
اثر زیبا باقی می ماند،
حتی اگر روزی صاحب اثر دیگر حضور نداشته باشد

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۵ساعت 1:44 توسط آمنه |

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:37

خوابه سنگین زمستونی بزرگ داره از سره زمونه میپرهکه بهار مثله پر پروانه ها داره تو هوایه خونه میپرهانگاری دارن با غنچه هایه سیب دور آیینه رو پرچین میچیننبه همه خبر بدین فرشته ها رو زمین سفره ی هفت سین میچینننقره ی شبنمو پاشیده بهار رو تنه جوونه های بیقرارمیشکفن پنجره ها یکی یکی میرسن پرنده ها هزار هزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:37

روزمرگيها

روزهاست بهار آمده است...
از همان اوایل اسفند که می خواستی به دلت تکانی بدهی و غبارش را به باد بسپاری ، بهار آمده بود.
از همان اوایل اسفند که می خواستی قهر چندین ساله با خودت را، آشتی کنی و رختی نو بر تن نگاهت کنی، بهار آمده بود.

و از همان اوایل اسفند که می خواستی که فقط و فقط صلح و دوستی را مشق کنی، بهار آمده بود...
آری روزهاست بهار آمده است...

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 18:2 توسط آمنه |

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:37

درست زمانی که بین همه ی اگر ها و باید و شاید ها و چون ها و چرا ها مصصم می شوی بنشینی بر سر سجاده ی مهرش و از خدا نام مادر را التماس کنی .... و بعد خدا منتش را ... نعمتش را.... در حقت تمام کند و نام زیبای مادر را برازنده ی باقی اسمت کند قصه ی روزهای تنهاییت تمام می شود یکی می آید که تو، به لطف بودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:37

باید روزی یک نصف لیوانآب بدهم به گلدانِ حسن یوسف.وگرنه میخشکد.یک روز حَواسم به حسن یوسفم نباشدمیپژمرد. روز دیگر نفسش به شماره میافتد و سوم روز، می ميرد...گلِ توى گلدان مصداق ملموسِ رعايت است...رعايت همان چيزى است كه ما در زندگى گمش كرده ايم!همان كه گم شدنشگلدانهایمان، آدمهايمان و عشقهايمان رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:37

وای که چه حس خوبیه سه نفره شدن،خانواده شدن،پدر و مادر شدن. چه حس خوبیه که دو نفر تو زندگیت هستن که بیشتر از هر چیز و هر کس دیگری برات با ارزش هستن و حاضری برای داشتنشون و سلامتیشون هرکاری انجام بدی. این کوچولوی ناز با اینکه هنوز به دنیا نیومده چنان زندگی رو برای ما شیرین کرده که قابل وصف نیست. هیچکسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 19:37

صفحه بندی